الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
861
علل الشرايع ( فارسي )
اجر مىدهم . ب : بندگانى كه ديگرى را مىپرستند نه من را ، ايشان هرگز از من نگذشته و تجاوز نمىكنند . ج : بندگانى كه ديگرى را مىپرستند ، من از صلب ايشان كسانى را بيافرينم كه من را بپرستند . حضرت ابراهيم سپس توجّه به جانب ديگر كرد ، جيفه و مردارى را ديد كه در كنار ساحل دريا افتاده قسمتى از آن در آب و قسمت ديگرش در خشكى مىباشد ، درندگان دريايى مىآيند از قسمتى كه در آب هست مىخورند سپس برمىگردند بعد بعضى بر برخى حمله كرده و يك ديگر را پاره پاره كرده و از هم مىخورند و از طرفى درندگان خشكى آمده از قسمتى كه در خشكى است مىخورند و بعد برگشته و بعضى بر برخى حمله نموده و يك ديگر را پاره پاره كرده و از هم مىخورند ، ابراهيم عليه السّلام از مشاهده اين صحنه تعجّب كرد و به درگاه الهى عرضه داشت پروردگارا ، به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مىكنى ، اينها گروهى هستند كه بعضى برخى ديگر را مىخورند و آنچه خورده شده اجزاء خورندگان مىگردد ، لذا مىخواهم بدانم اين اجزاء سباع كه غذاى خورندگان شده و اجزاء آنها گرديده چگونه زنده مىشوند . خداوند فرمود : آيا ايمان و اعتقاد ندارى كه من بر احياء آنها قادر هستم ؟ ابراهيم عليه السّلام عرض كرد : چرا ولى براى اين كه اطمينان بيشترى پيدا كنم آنها را زنده كن تا آن را ببينم همان طورى كه تمام اشياء را مىبينم . حق تعالى فرمود : چهار پرنده بگير ، پس آنها را پاره پاره كن و بعد پاره ها را با هم مخلوط كن همان طورى كه اين جيفه از اجزاء اين سباع كه برخى بعضى را خوردهاند مخلوط گرديده است سپس بر سر هر كوهى يك جزئى از اين مخلوط را قرار بده بعد يك ، يك پرندگان را كه گرفته اى بخوان ، آنها به نزدت مىآيند . ابراهيم چنين كرد و وقتى آنها را خواند ، هر كدام جوابش را دادند . قابل توجّه است كه كوهها ده تا بودند و پرندگانى را كه گرفت و با شرحى كه داده شد مخلوط نمود عبارت بودند از : خروس ، كبوتر ، طاوس ، و كلاغ .